السيد موسى الشبيري الزنجاني
134
كتاب النكاح ( فارسى )
حجرهاى براى زن تهيه كند و زن در آن حجره بنشيند تا مرد وارد شود و ببيند . پس اين روايت دلالت بر جواز لخت شدن تا حد لنگ را ندارد و جواز نظر در اين روايت بيش از جواز نظرى كه از روايات قبل استفاده مىشد ، نيست . جمع بين اين روايت با روايات ديگر بنابراين كه تحتجز صحيح باشد در روايات ديگر چون نوع اشخاص به حسب متعارف با ديدن صورت و مو و گاهى پشت سر مشكل ازدواجشان حل مىشد ، به همان مقدار اكتفاء كرده ولى در اين راويات كأنه قرينهء مقام است ( از نحوهء سؤال و جواب حضرت ) كه اگر مشكل ازدواج شخصى با ديدن صورت و مو حل نشد حد اعلاى جواز نظر بيان شده است . ذ ) نظر استاد در جمع بين روايات : جمع بين رواياتى كه جواز نظر به وجه ، كفين ، شعر را فقط ذكر كرده با رواياتى كه خلف و يا موارد ديگرى از جواز نظر را ذكر كرده به اين است كه رواياتى كه فقط وجه را ذكر كرده است چون مراد از وجه حالت معمولى بوده كه شامل روى صورت و گلو و گردن و حتى مو نيز مىشود احتياجى به ذكر بقيهء جهات نبوده ، زيرا معمولًا با ديدن اين اعضاء ، احتياجش مرتفع نمىشود ، جواز نظر به بقيهء جهات را نيز بيان كنند . نتيجه اينكه ظهور روايات جواز نظر به وجه ، كفين ، شعر آن چنان معتنابه نيست كه با روايات جواز نظر به خلف و غيره منافات داشته باشد . « * و السلام * »